یکشنبه 16 اسفند 1388
نویسنده: امین منو اصلی: دانلود فیلم خارجی،

نام فیلم : The Last Samurai
(2003)
زمان فیلم : 154 min
ریگی کیست؟
عبدالمالک ریگی احتمالاً متولد سال 1358 است. "ریگی " یکی از قبایل سیستان و بلوچستان است، مانند قبایلی چون براهوئی، مری، ناروئی، شهنوازی، کهرازهی، گمشادزهی، بارکزهی. او یکی از اعضای طایفه ریگی است.عبدالمالک تحصیلات کلاسیک ندارد و تنها چند سال در یکی از حوزههای علمیه اهل سنت مشغول به تحصیل بوده که البته از آنجا نیز اخراج شده است. ریگی خودش را "خادم جندالله " میخواند. او دارای سابقه شرارت و یک مورد چاقوکشی بهخاطر مسائل قبیلهای در داخل شهر زاهدان است و به همین خاطر مدتی هم زندانی شد اما بعد از آزادی خود را زندانی سیاسی معرفی نمود. . .
ادامه عکس ها در ادامه مطلب
منبع : iranpixfa.ir
یکشنبه 9 اسفند 1388
نویسنده: امین منو اصلی: دانلود نرم افزار کامپیوتر،
یکشنبه 9 اسفند 1388
نویسنده: امین منو اصلی: دانلود فیلم خارجی،

شنبه 1 اسفند 1388
نویسنده: امین منو اصلی: دانلود نرم افزار کامپیوتر،

راستش امروز داشتم توی گوگل جستجو می کردم تا این که به این مطلب برخوردم اولش موضوعش زیاد من رو جذب نکرد اما بعد از اینکه مطلب رو خوندم واقعا تکون خوردم و مو به تتم سیخ شد!. واقعا مطلب زیبایی و قابل تحسینیه برای همین تصمیم گرفتم ترجمش کنم .هرچند که این وبلاگ مربوط به دانلود هست اما حیفم اومد این مطلب رو تو وبلاگم نذارم ......(اگر ترجمش زیاد جالب نبود ببخشین چون عجله ای شد....)

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار نشسته بود. در حالی كه مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حركت كرد.
به محض شروع حركت قطار پسر ٢۵ ساله كه كنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی كه هوای در حال حركت را با لذت لمس میكرد فریاد زد: پدر نگاه كن درختها حركت میكنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین كرد.
كنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند كه حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حركات پسر جوان كه مانند یك كودك ۵ ساله رفتار میكرد، متعجب شده بودند.
ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه كن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حركت میكنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میكردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چكید.
او با لذت آن را لمس كرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه كن باران میبارد، آب روی من چكید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشك مراجعه نمیكنید؟
مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند.
منبع :گوگل

مرکز دانلود جدیدترین فیلم ها با لینک مستقیم , دانلود انواع نرم افزار های کابردی , انواع ترفند های موبایل و ایرانسل و هر آنچه شما در دنیای مجازی نیاز دارید....
๑۩۞۩๑
این وبلاگ در نظر دارد با ذکر نام منابع مطالب علاوه بر احترام به حقوق سایر دوستان سعی بر احیا فرهنگ زیبای حق مالکیت (Copy Right )را دارد .
๑۩۞۩๑
(برداشت از مطالب با ذکر نام منبع بلامانع است)